مهندس باهر مدیر کارخانه همسرش میترا به همراه دخترش گندم و پسرش سام زندگی خوبی دارند تا اینکه پارسا که گویا از خانواده ای ثروتمند است به خواستگاری گندم می آید.مهندس باهر ابتدا مخالف است و به تدریج با آشنایی خانواده ای پارسا متوجه می شود که