آقای "اسکروچ" مرد خسیسی است که قلبی از سنگ دارد. او در شب عید، ناگهان دچار توهم می شود و شریک خود را که سالها پیش مرده در نظر می آورد.روح شریک او به خاطر گناهان گذشته در عذاب است